فريد الدين العطار النيسابوري
مقدمه 59
ديوان عطار ( فارسى )
نفاست و صحت دست يابد شكرگزار است . صفحهء اول كتاب با اين بيت آغاز مىشود : و گرچه خوانچهء خورشيد دايمست و ليك * چه فايده كه همه خود خورد همى تنها و اين بيت بيست و سوّمين بيت از قصيدهايست كه مطلع آن « خطاب هاتف دولت رسيد دوش به ما » مىباشد . در حاشيهء كتاب دفتر اول و دوم مثنوى مولانا جلال الدين را نوشتهاند ، « 1 » و اوّلين بيت كه در حاشيه آمده است اينست : قصّه رنجور و رنجورى بخواند * بعد از آن در پيش رنجورش نشاند و اين بيت در داستان عاشق شدن پادشاه بر كنيزك در قسمت « بردن پادشاه آن طبيب را بر سر بيمار » بيت دوّم است و به اين ترتيب مىتوان فهميد كه
--> ( 1 ) - چون در ابيات مثنوى مندرج در حاشيه با آنچه در مثنوى چاپ نيكلسن آمده است اختلافاتى به نظر رسيد چند مورد را كه با نظر اجمالى به آن برخورده است براى نمونه در اينجا مىآورد شايد مفيد فايده باشد : در آغاز حكايت « مرد بقال و طوطى . . . » در مثنوى نيكلسن چنين است : بود بقالى و وى را طوطيى * خوش نوايى سبز گويا طوطيى در اين نسخه : بود بقالى مر او را طوطيى * خوشنوا مرغى و زيبا طوطيى و در آغاز داستان « تعيين كردن زن طريق طلب روزى . . . » ( دفتر اول ص 165 ) گفت زن يك آفتابى تافته است * عالمى زو روشنايى يافته است در اين نسخه : گفت زن نك آفتابى تافتهست * . . . . و در داستان « تتمهء اعتماد آن مغرور بر تملق خرس » ( دفتر دوم ص 263 ) شخص خفت و خرس مىراندى مگس * وز ستيز آمد مگس زو بازپس در اين نسخه : خوش بخفت و خرس مىراندى مگس * . . . . عنوان داستانها نيز به اين ترتيب با عنوان داستانها در مثنوى نيكلسن اختلاف دارد : « . . . است جالينوس را روى جنون را از اصحاب خود » « . . . سبب با هم بودن دو مرغ كه در صورت نه هم جنس بوند » « . . . بقيهء قصهء آن ابله كه بر خرس و مهر و دوستى او اعتماد كرد »